|
نوشته های یک خوزستانی
|
گاه در ناکجاآبادی میان بودن و نبودن در لم یزرعی که کورسوی امیدش هم نگرانی را به بار می آورد آن قدر دست و پا می زنیم که خودمان هم نمی دانیم که کجاییم. این روزها کلی احوالات عمومی و خصوصی مان برزخی است کی این برزخ ها که زندگی می نامیمشان به پایان می رسد یک سئوال بزرگ می شود به اندازه همه سئوال هایی که به آن فکر کرده ونکرده ایم. دوستی مس گفت می گذرد.
پس بگذاریم بگذرد. به همین سادگی.
؟
.متن نامه ساجده کیانوش راد برای پدرش بدین شرح است:
اللهم فک کل اسیر
ای آزادی من از ستم بیزارم ،از بند بیزارم، از زندان بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.ای آزادی کاش با تو زندگی می کردم، با تو جان می دادم، کاش در تو می دمیدم، در تو دم می زدم، در تو می خفتم، بیدار می شدم، می نوشتم، می گفتم، حس می کردم، بودم.
ای آزادی، مرغک پرشکسته زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ سازندگان شب و تاریکی و سرما،سازندگان دیوارها و مرزها و زندانها و قلعه ها رهایت کنم،کاش قفست را می شکستم و در هوای پاک بی ابر بی غبار بامدادی پروازت می دادم اما … دکترشریعتی
پدر محکم و استوارم
قریب چهار ماه است که از هر سو بر اصلاح طلبان ضربه ای وارد می شود و هر بار سخت تر از گذشته؛ هر کسی به خود اجازه می دهد صرفا به دلیل اختلافات عقیده و نظر هر تهمت و افترایی را وارد سازد و چه سخت و سنگین است زمانی که کسانی را متهم می سازند و در بند می کشند که همگی نه تنها جوانان این آب و خاک و پرورش یافته این نظامند که بعضا از پایه گذاران،دلسوزان و زحمت کشان این انقلاب بوده اند و هر یک نقش بسزایی در شکل گیری انقلاب و نظام داشته اند و همیشه خود را وفادار به آن می دانسته و می دانند.
فراموش نمی کنم که تو و همه همفکرانت در مقابل سوالات و انتقادات و قضاوتهای گاهآ عجولانه ما نسل سومی ها و چهارمی ها از شرایط حاکم بر کشورمان و یا دوران انقلاب و جنگ چگونه از امام و آرمانهایش عاشقانه و عاقلانه سخن می گفتید و از او همواره چون پیر و مقتدایتان یاد می کردید.
اما افسوس…
افسوس که در این چند ماه قدرت و مسند ریاست چشمهای آقایان را بسته و به اسم اسلام و انقلاب نه به ما، که به شما نیز رحم نمی کنند و از هیچ تهمت،افترا و حکمی ابا ندارند.
از 23 خرداد که شروع به دستگیری دوستان و همراهان همیشگی ات کردند، هر بار که خبری ناخوشایند از وضعیتشان در زندان می شنیدی، هر بار که به دیدن خانواده هایشان می رفتی، هر بار که تهمت جدیدی وارد می ساختند، هر بار که نمایشنامه تازه ای می نوشتند و اجرا می کردند، می دیدیم غم و اندوه را در چهره ات و اشکی که در چشمانت حلقه می زد.
بهزاد نبوی،میردامادی،سلیمانی،رمضان زاده،تاج زاده،امین زاده،عرب سرخی،ابطحی،مومنی و و و … اسامی ای بودند که هر روز یادشان را زنده می کردی ، برایشان دعا می کردی ، دل نگران خودشان و خانوادهایشان بودی و ما نیز در این حس و حال شریک بودیم و خود را از آنان جدا نمی دانستیم.
نوشتن این نامه بیش از اینکه برای گفتن از غم دوری و دلتنگی؛ بی خبری و بی تابی های مادر و چشمان نگران خواهرانم باشد که در مقابل سختیها و دلتنگیهای سایر خانواده های زندانیان سیاسی هیچ نیست؛ برای گفتن از دستگیری ناعادلانه و بی سابقه ای است که در حین دعای کمیل 30/7/88 رخ داد آن هم بدون هیچ حکمی. نمی دانم خبر داری یا نه؟ از بازداشت حدودا 28 نفر از خانمهای آن جمع ، دستبند زدن و انتقالمان به همان محلی که تو را هم برده بودند و بی خبری خواهرانم و سایر خانواده ها از وضعیت ما و اینکه کجاییم. برهم زدن مراسم دعایی که بی هیچ قصد و غرضی برپا گشته بود و با اشک و آه و ناباوری به پایان رسید .حتی نگذاشتند خداحافظی کنیم به بهانه اینکه پس از یکساعت بازمی گردید، پس از کشف 2-3 مورد مشکوک !!!
آخرین تصویری که از تو در ذهن دارم باعث آرامش خاطرم می شود، چهره خندان و آرامت و دعوت ما به آرامش و صبر درحالیکه دستبند بر دستانت زده بودند و با جوانان همراهت کردند. همیشه با جوانترها رابطه خوبی برقرار می کردی و آنها هم تو را دوست داشتند به خاطر طبع آرام و صبور و در عین حال شوخ و مهربانت. خوشحالم که حداقل تا ساعاتی پس از نیمه شب زیر یک سقف بودیم، کفشهایت را دیده بودیم اما وقتی دیگر کفشهایت نبود …
پدرم ؛ همانطور که همیشه در همه سختیها و مشکلات از ما می خواستی روحیه خود را از دست ندهیم، من، مادرم و خواهرانم محکم و استوار ایستاده ایم و نه تنها برای آزادی تو که برای همه زندانیان سیاسی تلاش کرده و نمیگذاریم حقتان پایمال شود.
اللهم فک کل اسیر
شورای سوم اهواز نشان داده که کم حوصله تر از آن است که یک شهردار بخواهد یک سال تمام را صرف زیر و بم کردن و به قول خودش مطالعه کند حالا شمسایی هم روی لبه تیغ استیضاح ایستاده با این تفاوت که این بار هنوز راه رایزنی بسته نشده اما باید از راه آن وارد شود که شمسایی یا همان به قول دوستان معجزه شورای سوم زیر بار رایزنی ها و .. نمی رود و شهر اهواز بی هیچ پیشرفتی روزگار می گذراند حالا کارمندان شهرداری از شمسایی و تیمش و شورای سوم متنفر باشند یانه، دودش به چشم مردم اهواز می رود.
متن این سئوال ها را که فکر کنم اولین نفر باشم که در فضای اینترنت می گذارم را ادامه مطلب بخوانید
بی بی سی فارسی را شاید همه ما دیده و یا حداقل درباره آن خوانده ایم برنامه آپارات این هفته فیلمی از احمد محمود نشان داد که شاید برای ما خوزستانی ها که بیشتر از سایر ایرانی ها به او و آثارش دلبستگی و نزدیکی داریم غنیمتی بود اما آنچه در این فیلم به وضوح مشهود بود بومی زدایی از محمود بود شاید بگویید خب چه اشکالی دارد محمود به عنوان یک نویسنده بزرگ ایرانی از وی یاد شود اما جواب من بی درنگ آن خواهد بود که آثار محمود مردم نگاری و تذکره ادبیات جنوب است و او یک نویسنده بزرگ خوزستانی است که می درخشد. شاید انتخاب مصاحبه شونده هایی که جنوب را درک نکرده اند بزرگترین عیب این فیلم بود اگر بجای آن ها از نویسنده های جنوبی - خوزستانی سراغی می گرفتند می فهمیدند که عظمت او و آثارش و نزدیکی آن ها به زندگی به سبک خوزستانی چقدر شکوهمند است.
محمود قسمت بزرگی از هویت شهر، استان و منطقه ماست آن را از ما نگیرید.
پ.ن: از آنجایی که ما خودمان را آخرت دموکراسی می دانیم به دلیل اظهار نظر دوستانی که معتعقدند بی بی سی تنها پخش کننده این فیلم بوده و باید از سازنده فیلم انتقاد کنید، عنوان را تصحیح کردم اما یک نکته ای که هدف و مراد من از این مطلب بود به این نکته توجه داشت که بسیاری تمام تلاششان بر " یک بعدی سازی " فرهنگ ایران هستند و بومی شدن بسیاری از چیز ها از جمله ادبیات و هنر را نمی پسندند.
به هر حال صفحه صفحه کتابهای محمود بوی کوچه های اهواز و خوزستان و جنوب را دارد به احترامش او را بیشتر بشناسیم.
تغییر محل کار وقتی آدم هایی که با آنها راحتی نیستی ، همکارت می شوندو رییس هایی بالای سرت می ایستند که تو را و حرفت را نمی فهمند محل کار جهنمی می شود که تا مطلوب شدن شرایط و لذت بردن ازآن یک دنیا فاصله دارد.
اما من قوی تر از آنی هستم که کوچکترین خللی در فکرم و هدفم وارد شود، راه همچنان ادامه دارد.
بالاخره من و عیال امروز خانه رهن می کنیم کم کم روزهای ما در کلبه ی کوچکمان شروع می شود.
برای اینکه کت و شلوار دامادی در تنم زار نزند اجالتا ظرف این دو هفته گذشته با وجود آنکه رژیم سفت و سختی هم نگرفته بودم و نمی شود از انواع ماکولات دست کشید 5 کیلو وزن کم کرده ایم که اگر همین طریق ادامه پیدا کند که بعید می دانم فکر کنم چیزی در حد تیم ملی شوم که به قول گفتنی آرزو بر جوانان عیب نیست.
پلاسيده ايم.
همه آن چيز ها كه سال ها براي ان ها تلاش كرده ايم ممنوعند.
ما هم ممنوعيم شايد.
پ.ن"خبر تاييد شد
انشاءالله همه ما در بيان مطالب و همچنين اعتراف گرفتن از بازداشتشدگان اخير براي خوشايندي يك جريان خاص، اصل و اساس نظام را زيرسئوال نبريم
اداره كل روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام

پ.ن: این ۱۲ ثانیه ها یک پنجم دقیقه از وقت روزانه تان را می گیرد.
پ.ن1: امروز هم گذشت . سرکار بودیم.
پ.ن2:تحقیق ها هم شده اند دردسر عظمی، علمی نوشتن برای من که عادت به نوشته های روزنامه نگاری دارم در حد آپولو هوا کردن است.
این روزها که هوا همچون روزهای ما غبار و به قول روزنامه اعتماد خس و خاک آلود است من سخت دلم گرفته است از همه امیدهای از دست رفته و همه فرصت هایی که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی از دست رفت و نهادهای قدرتمند امروز - که علیه جمهوریت نظام و اسلامیت آن که دینی رحمانی و با دیدگاههای روشنی چون امام را نوید می داد نه دیدگاه تند احمدی نژاد و معلمانش - در آن دوره سیستم امروزی شان شکل گرفت. و امروز می بینیم که کلیه نهادهای مرتبط با جریان قدرت کاملا متشکل و با تصلب و تحکم برخورد می کنند ریشه های آن ها و امتیازاتی که امروز به آن ها داده می شود از سال های دولت آقای خاتمی سرچشمه می گیرد. و امروز اصلاح طلبان بدون هرگونه ساماندهی بر لبه این تیغ قرار گرفته اند برای هر فعالیتی و لو کوچک باید بترسند که مبادا غیر قانونی باشند.
پ.ن: چند وقته دست و دلم به نوشتن نمی ره از تعطیلی تهران به خاطر هوا و انواع و اقسام آماری که برای احترام به هممیهنانم در تهران داده می شود لجم را درآورد آخر تا کی ما فقط یک شهرستانی بمانیم.و سال ها خاک بخوریم و انواع آلرژی بگیریم و کسی لب از لب نگشاید. این هم از بی عرضگی استاندار نشات می گیرد که مردم نقطه فراموش شده ذهن او هستند.
پ.ن2:از همه بازداشت های سیاسی واقعا ناراحتم توقع ما از این نظام این بود که آنقدر آغوشش گشوده باشد ه همه را با هر عقیده ای در بر بگیرد. برای ایران نگرانم و ناراحت.
1. اهواز با حضور خاتمی نشان داد که علی رغم همه محرومیت ها و سختی هایی که در چند دهه اخیر تحمل کرده باز هم نگاهش به مسایل کلان کشور سیاسی است و بجای توجه به مطالبات منطقه ای صرف که می توانست با کاندیداهایی چون رضایی و کروبی بدست آید، نگاهی کلان تر را برگزیده و در قاموس اصلاح طلبی اش به اصولی پایدار است که به راحتی می شد از جمع حاضر در اهواز آن را دید. هرچند بد اخلاقی های انتخاباتی در این مراسم را می شد از سوی هواداران آقای کروبی و احمدی نژاد دید ، اما اهواز یکسره سبز بود و خاتمی به عنوان حامی اصی میرحسین این نگاه در جمع مردم نهادینه کرد که باید از بین همه شایستگان موسوی را برگزید.
2. شاید پس از پخش فیلم انتخاباتی کروبی بعضی از دوستان من به این تردید رسیدند که شاید با توجه به اینکه در فیلم اول آقای موسوی جنبه مذهبی - ملی موسوی بیشتر توسط مجیدی - که من به انتخاب او به عنوان سازنده فیلم میرحسین انتقاد دارم و به اینکه وی جایگاه خود را به عنوان یک فیلمساز نمی داند و حتی در یک مقطع با جوسازی و پاسخ به دکتر سروش خود را وارد فضایی کرد که به وی مرتبط نبود - مد نظر قرار داده شده بود و توجه خاصی به برنامه های آقای موسوی و جاذبه های ایشان برای جوانان نکرده بود. و چند دقیقه انتها هم تبدیل به ویدیو کلیپی شده بود . شاید مجیدی که نشان داد شم سیاسی در کارهایش ندارد و فاقد یک شناخت همه جانبه از ذائقه ایرانی هاست است و ترجیح می دهد در توهمات خود باقی بماند. شاید این انتخاب اولین اشتباه تیم میرحسین بود که این فیلم در حد و اندازه خواست ملت ایران نبود
3. در این چند روزه دوستانی از ستاد آقای کروبی شروع به تخریب میرحسین و آقای خاتمی کرده اند که به باور من این دوستان در اشتباهند و اخلاقی رفتار کردن در ارتباط با سایر اصلاح طلبان حتی اگر به عقیده خودشان همه به غیر از خودشان اشتباه می کنند کاری است که انتظار می رود.
4. درباره حضور بیست و پنج تا سی هزار نفری مردم اهواز در سخنرانی آقای خاتمی و حاشیه هایش دوستان دیگر به کرات نوشته اند و از درگیری های بوجود آمده کلیپ هایی را مهدی محسنی در وبلاگ جمهور منتشر کرده که می توانید ببینید اما بی انصافی دوستان جناح مقابل همین بس که جمعیت حاضرین را 500 نفر اعلام می کنند.
5. اجازه بدهید فعلا تحلیل های دیگر را در خصوص فضای فعلی انتخابات در خوزستان را در زمان دیگری مطرح کنم اما همین نکته را بگویم که 23 خرداد رای اول در خوزستان میرحسین خواهد بود. منتظر 2 2 خرداد باشید.
6. این آهنگ ها هم برای میرحسین خوانده شده دوست داشتید دانلود کنید
1.تتلو ـ ایران سبز
2.
3.